260.حرص خوردن!
چند روزه وقتی چیزی رو که نباید برمیداری ازت میگیریم حرص میخوری! و انقدر این حالت بانمک ه که ما کلی میخندیم :))
نمیدونم با این حرکت چجوری برخورد کنم ... ولی میدونم وقتی اینجوری زور میگی نباید اون چیزی رو که میخوای بهت بدیم ... ولی چجوریش رو نمیدونم! حرص میخوری دندونات رو به هم کلید میکنی و سرخ میشی :) صدای بانمکی هم از خودت درمیاری ؛ )
خیلی بانمک با حرکات دست و سر چیزی رو که میخوای بهمون نشون میدی و کاری رو که میخوای برات بکنیم بهمون میگی :) خوب مادر من اون یه ذره زبون رو تکون بده به خدا راحتتره :)
آهان چیزی میخوای پا به زمین هم میکوبی جدیدا! اینا رو از کجا یاد گرفتی نمیدونم!!!
باز کم غذا شدی و احتمالا دندون در راه داری :)
از دیروز هم اومدیم دماوند ... آخه دایی آرش هنوز اینجا رو ندیده بود ... البته این سری که اومد اگه دنبالش نمیرفتیم خونه ی هیچکدوممون رو بلد نبود ؛ )


260.حرص خوردن!
